تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً-مجمع منتظران ظهور سروشبادران مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: فَوقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّی یُقْتَلَ الرَّجُلُ في سَبیلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ فَلَیْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ. بالای هر نیکی، نیکی دیگری است، مگر كشته شدن در راه خداوند ـ عزّ و جلّ ـ؛ که هيچ نيكی بالاتر از آن نیست الكافی : ج 2 ، ص 200 ) مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)



مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)











على اكبر عليه السلام الگوى جوانان

سپيده سخن

ديرزمانى است كه جوانان كشورهاى اسلامى, كه از تابش وحى و زلال معارف ناب الهى بهره مى بـرند, بـاشيوه هاى گوناگون و متنوع دشمن در راهزنى فكر و فرهنگ رو به رويند.

پـيروزى انقلاب اسلامى ايران, اين حـساسيت ناپـيدا را بـه صورت آشكار در آورد و سـردمداران اسـتـكبـار را بـه اظهار نظر شـفاف واداشت.

امروز دشمن به خوبـى دريافته است كه ما جوانان بـا ويژگى هايى همانند آرمان خواهى, عدالت طلبى, عشق به بـاورهاى آسمانى و علاقه به رهبران مذهبـى, لشكرهايى بـه هم فشرده و آماده كارزاريم. از اين رو, ايجاد ترديد در باورهاى آسمان زاد, تزريق فرهنگ بيگانه بـا نمايش آداب و رسوم و شيوه هاى زندگانى آنان, كوشش حـساب شده در كنار زدن چهره هاى مورد علاقه مردم بويژه جوانان, پرورش روحيه ذلت و خوارى در بيگانه ساختن ما با الگوهاى شايسته فرهنگ اسلامى و ارائه الگوهاى ساخـتـه شده از آن سوى مرزها بـه عنوان معجـزه آفرينان خوشبـختى و سعادت و رفاه را در دستور كار خود قرار داد تا بدين وسيله دست يكايك ما را از دستان پرمحبـت اسوه هاى صداقت پـيشه و راسـتـين در آورده و دل و ديده مان را از آموزه هاى ناب دينى تـهى گرداند. غافل از آنكه نسيم سعادت بـخـش معارف الهى و سخنان قدسى پيشوايان محبوب ما, بـه سان كيميايى گرانسنگ, دلهاى آگاه و بـيدار همگان را از غبـارها پـاك ساختـه, آينه گونه محل پذيرش آفتاب هدايت مى گرداند.

در اين بـخش از گفتگوى خود, دل بـه امواج پـاك و صفات روشن و زندگى ساز اسوه اى ارزشمند و الگويى كم نظير مى سـپـاريم و بـراى امروز و فرداى حـوادث ارمغانهايى پـربـها نصـيب خـود مى سـازيم.

الگوى شايسته

ماجوانان به دنبال الگويى هستيم كه نخست هم سن و سالمان بـاشد و همانند ما در توفان جوانى بـوده و در نشيب و فراز حوادث حضور داشته بـاشـد. معصوم نبـاشـد; زيرا بـا ما فرق خـواهد كرد و در بـحرانهاى اجتماعى سياسى و حتى اقتصادى درگير شده بـاشد تا بـه خوبى او را همانند خود بـدانيم و از شيوه زندگانى, روش بـرخورد او بـا ديگران, چگونگى سخن گفتن, شهامت, شجاعت, دليرمردى و بـى باكى وى براى خود سرمشق بگيريم و او را نمونه اى تمام عيار براى امروز و فرداى زندگى خود بدانيم.

دفتـر زندگانى چنين الگويى را, كه بـرخى هجده ساله و ...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386 ساعت 16:50  توسط منتظر  | 


با كاروان نيزه

 

 

مي آيم از رهي كه خطرها در او گم است
از هفت منزلي كه سفرها در او گم است
از لا به لاي آتش و خون جمع كرده ام
اوراق مقتلي كه خبرها در او گم است
دردي كشيده ام كه دلم داغدار اوست
داغي چشيده ام كه جگرها در او گم است
با تشنگان چشمه احلي من العسل
نوشم ز شربتي كه شكرها در او گم است
اين سرخي غروب كه همرنگ آتش است
توفان كربلاست كه سرها در او گم است
ياقوت و دُر  صيرفيان را رها كنيد
اشك است جوهري كه گهرها در او گم است
هفتاد و دو ستاره غريبانه سوختند
اين است آن شبي كه سحرها در او گم است
باران نيزه بود و سر شهسوارها
جز تشنگی نکرد علاج خمارها


جوشيد خونم از دل و شد ديده باز، تر
نشنيد كس مصيبت از اين جانگدازتر
صبحي دميد از شب عاصي سياه تر
وز پي شبي ز روز قيامت درازتر
بر نيزه ها تلاوت خورشيد، ديدني ست
قرآن كسي شنيده از اين دلنوازتر؟
قرآن منم چه غم كه شود نيزه، رحل من
امشب مرا در اوج ببين سرفرازتر
عشق توام كشاند بدين جا، نه كوفيان
من بي نيازم از همه، تو بي نيازتر
قنداق اصغر است مرا تير آخرين
در عاشقي نبوده ز من پاكبازتر
با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد
باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386 ساعت 17:1  توسط منتظر  | 


 سلام بر محرم ، سلام بر ماه خون ، سلام بر ماه عشق ، فدارکاری ، ایثار و جانثاری
 
سلام بر حسین علیه السلام
 

 
آن حسینی که شرف یافته دین از شرفش 
                                                        سرو جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش 
هدف تیر بلا ساخت علی اصغر خویش
                                                      تا که سر مشق بگیرد بشر از این هدفش
 
به منظور ابراز ارادت به آقامون طبق روال سال های قبل ، امسال نیز مراسم دهه اول محرم را برا ی شادی یتیمان امام حسین (ع) ، در مسجد اهل البیت سروشبادران بر پا کردیم .
ان شاا... که مورد عنایت خود حضرت و فرزند ایشان بقیه الله العظم قرار بگیرد و حداقل ما را جزء عزاداران خود قبول فرمایند.
 
مراسم از شب اول محرم شروع شده که برنامه ها به شرح ذیل می باشد (پنج شب اول) :
 
۱ - نماز جماعت به امامت حجت السلام والمسلمین جلالی (۵شب اول) و ( ۵شب دوم) حجت السلام والمسلمین حسینی از مشهد مقدس
 
۲ - خواندن اشعاری در مدح ومصیبت آقا  توسط آقا رجبعلی حاج میرزایی
 
۳ - قراعت قرآن توسط قاریان محل آقایان حسن حاج میرزایی،جواد فهیمی،حمید شفیعی، احمد قاسمی 
 
۴ - سخنرانی حجت السلام والمسلمین جلالی (۵شب اول) و ( ۵شب دوم) حجت السلام والمسلمین حسینی
 
۵ - مدیحه سرایی و سینه زنی مداح اهل البیت آقای حسین حاج میرزایی
 
۶ - پذیرایی شام
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386 ساعت 16:34  توسط منتظر  | 


قال المهدي عليه السلام : براي فرج (من) زياد دعا كنيد، چراكه اين (زياد دعا كردن) خود فرج و گشايش (در كارهاي) شماست
 
آثار و نتايج نهضت عاشورا
 
شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت=و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر «لينا» نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم«جهينه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.
 
برخى از تأثيراتحماسه عاشورا از اين قرار است:
 
1 ـ قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏
2 ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف‏
3 ـ فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏
4 ـ رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى‏
5 ـ بيدارى روح مبارزه در مردم‏
6 ـ تقويت و رشد انگيزه‏هاى مبارزاتى انقلابيون‏
7 ـ پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى)
8 ـ پديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا
9 ـ الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ‏
10 ـ تبديل شدن«كربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى انقلابى شيعه‏
11 ـ به وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا«ع»
از نهضتهاى شيعى پس از عاشورا،مى‏توان«انقلاب توابين»،«انقلاب مدينه»،«قيام=مختار»،«قيام زيد»،و...حركتهاى ديگر را نام برد.براى توضيح بيشتر،به مدخل خاص=هر يك از اين نهضتها در همين مجموعه مراجعه شود.تأثير حماسه عاشورا را در=انقلابهاى بزرگى كه در طول تاريخ،بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه در كشورهاى ديگر،نبايد از ياد برد.«فرهنگ شهادت»و انگيزه جهاد و جانبازى كه در انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه‏ها جلوه‏گر بود،گوشه‏اى از اين تأثير پذيرى است.شعار«نهضت ما حسينيه،رهبر ما خمينيه»كه در مبارزات ملت مسلمان ايران بر ضد طاغوت طنين افكن بود و نيز شور حسينى جبهه‏هاى رزم ايران،گواه روشن تأثير گذارى كربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس است.يكى از نويسندگان محقق، نتايج نهضت كربلا را عبارت مى‏داند از:
 
1 ـ پيروزى مسأله اسلام و حفظ آن از نابودى‏
2 ـ هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين‏
شناخت اهل بيت بعنوان نمونه‏هاى پيشوايى امت‏
4 ـ تمركز شيعه از بعد اعتقادى بر محور امامت‏
5 ـ وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه‏
6 ـ ايجاد حس اجتماعى در مردم‏
7 ـ شكوفايى موهبتهاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى
8 ـ منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسيله آگاهانيدن مردم‏
9 ـ تداوم انقلاب بصورت زمينه سازى نهضتهاى پس از عاشورا حادثه كربلا،گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد،چه به صورت فردى كه روحهاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت،و چه به شكل مبارزه‏هاى گروهى و قيامهاى عمومى در شهرى خاص يا منطقه‏اى وسيع.
 
خون او تفسير اين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386 ساعت 15:57  توسط منتظر  | 


السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین (ع)

فضايل  
              امام حسين
                                    (عليه السلام)

 

1 - آمدن نام حسين از آسمان

 
شيخ طوسى و راويان ديگر باسندهاى معتبر از امام رضا - عليه السلام - روايت كرده اند كه : هنگامى كه امام حسين - عليه السلام - به دنيا آمد، پيامبر - صلى الله عليه و آله - به اسماء بنت عميس فرمودند: اى سماء! فرزندم را بياور! اسماء مى گويد: امام حسين - عليه السلام - را در پارچه سفيدى پيچيده و نزد پيامبر بردم ، پيامبر او را گرفته و در دامان خود نهاد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه را گفت ، در اين هنگام جبرائيل - عليه السلام - نازل شد و خطاب به پيامبر - صلى الله عليه و آله - گفت : خداى تعالى بر تو سلام رسانده و مى فرمايد: از آن جا كه على نسبت به تو به منزله هارون است براى موسى ، پس نام اين فرزند را شبير بگذار، كه اين نام پسر كوچك هارون بود؛اما چون زبان تو عربى است او را حسين نام بنه !

2 - پيامبر در مصيبت حسين گريست !


پيامبر - صلى الله عليه و آله - حسين را مى بوسيد و مى گريست و مى فرمود: حسين جان ! براى تو مصيبتى بزرگ وجود دارد، خداوند لعنت كند قاتل و كشنده تو را، سپس فرمود: اى اسماء! مبادا اين سخن را براى فاطمه نقل نمايى .

3 - فطرس كه بود؟


جبرئيل هنگام فرود براى تبريك ولادت امام حسين از جزيره اى عبور كرد، در آن جزيره به فرشته اى كه فطرس نام داشت و از حاملان عرش بود برخورد نمود.
فطرس چون در يكى از اوامر خداوندى تاخير و سهل انگارى كرده بود، در آن جزيره محبوس شده و بال هايش شكسته شده بود، آن زمان كه امام حسين - عليه السلام - به دنيا آمد، نزديك به هفتصد سال بود كه فطرس ‍ زندانى آن جزيره بود و مشغول به عبادت خداوند.
طبق روايتى ديگر خداوند فطرس را ميان عذاب آخرت مخير گردانيد و فطرس عذاب دنيا را اختيار كرد، خداوند نيز او را به وسيله مژه هاى چشمانش در آن جزيره به حالت معلق در آورد، هيچ جاندارى ساكن آن جزيره نبود و پيوسته از زير او بوى بدى بلند مى شد.

 

 

پرسش و پاسخ محرم

فلسفه عزادارى بر امامان چيست؟ عاشق اگر عاشق باشد، خود مى گريد پس چرا با برانگيختن احساساتش اشكش را در بياوريم و آيا اين اشك ها نقش تربيتى دارد؟
 
پاسخ: مساله گريه و عزادارى بر حضرت سيد الشهدا عليه السلام از افضل قربات است و فلسفه هاى سازنده و تربيتى متعددى دارد از ....

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386 ساعت 17:46  توسط منتظر  | 


قسم

 

موعود

به فریاد قسم و به سوگنامه دل

زخمی‌ام و خسته

نه دل ماند و نه دلدار

چشمم چنان مست باریدن است که گیوه‌هایم در گل مانده

زبانم به شن نشسته

و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن‏

بگویید کجایند آدمیان و پیغمبران و امامان

آنان پاک بودند و استوار

آنان به درد دنیا خم نمی‌شدند

در چشمشان دنیا حقیر بود و پست

آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد

سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینه‌شان کوبید

پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش کشید

و این دنیای پست است که عشق را گریزان کرد و بشر را خودنما

حرمت را برچید و غیرت را خرد کرد

شرف را بر باد داد و حیا را تکه تکه کرد

این دنیای پست است که انسانیت را سر برید

موعود

برای چه ماندیم و برای چه نسل بعد از خود را می‌زاییم

که هر چه پیش می‌رویم بیشتر به گل می‌نشینیم

و سرمان را مغرورتر بر آسمان می‌کشیم

پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند

چه شد که همه خود را رنگین به دیگری می‌شناسانند

چه شد که دیگر از آن خود نیستیم

هیچ کس در طرح خود نیست

هیچ کس پایبند عهد ازلی‌اش نیست

هیچ کس خود را که نه، خدایش را نیز نمی‌شناسد

چه شد ما در پس پرده، پرده‌ای دیگر بر خود کشیدیم

چرا وجودمان را با رنگ ننگین می‌کنیم

چرا فراموش کرده‌ایم وجود کیستیم و چه در وجودمان جاری است‏

به خود آییم

آنگاه که زمان می‌آید و مکان نابود می‌شود

دیگر دستگیری نمی‌یابیم

موعود

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم

نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب ‏می‌کنند

تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد‏

هر آن وجود منجی‌ات را بیشتر خواهانیم

ما را به حال خود وامگذار

ما را دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک

و ما را رهنمون باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386 ساعت 17:9  توسط منتظر  | 


با سلام خدمت همه اهالی محترم

امروز یه سری عکس از روستا گذاشتم البته با این چندتا عکس نمی شد تمام زیبایی های اون را وصف کرد

در ادامه شرح مفصلی از  آثار تاریخی را هم براتون می نویسم

امیدوارم موفق باشید

نظر یادتون نره

 

                        

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386 ساعت 13:2  توسط منتظر  | 


مطالبی که در این بخش می خوانید:

۱. غدير در کشاکش انديشه ها

۲. آنچه ‌خوبان همه دارند تو یكجا داری

۳. فضایل امیر المومنین علی (ع) در کلام پیامبر:

۴. دلم برای علی ع می‌سوزد!‏

غدير در کشاکش انديشه ها

غدير

 محتواى غدير حقيقتى ابدى است

اصولاً نگريستن به واقعه غدير به چشم يك امر تاريخى كه قرونى بر آن گذشته است, نگريستن به واقعه غدير بر خلاف فهم دين است و نيز بر خلاف فهم اين واقعه.

 صورت ماجراى غدير, يك امر تاريخى است كه 14 قرن بر آن گذشته است, اما محتواى آن چه بوده است؟

 بر خود اسلام نيز 14 قرن گذشته است؛ بر دعوتهاى اسلام: دعوت به يكتا پرستي, حريت, عدالت, نماز و زكات و جهات و امر به معروف و نهى از منكر نيز 14 قرن گذشته است, اما اينها حقايق زمانى نيستند, حقايق ابديند. اينها را با واحد (زمان) نمي توان سنجيد, با واحد (انسان) و واحد (حيات انساني) بايد سنجيد. و به ديگر سخن, اينها حقايق خداييند كه تا جاودان دگرگونى نيابند, چنانكه قرآن فرموده است: "ولن تجد لسنة الله تحويلا". محتواى غدير نيز يكى از همين حقايق خدايى و ابدى است, كه تا هر لحظه كه فجر بدمد و طلوعى باشد و روزى آيد, حقيقت آن ـ از نظر منطقى الهى بايد حكم بر زندگى و زندگيها باشد.

اگر بخواهيم در اين باره ساده تر سخن بگوييم, يعنى سخنى بگوييم در سطر مسائل ملموس انساني, بايد به كلام دكتر عبدالعزيز الدورى توجه كنيم:

تاريخ امت اسلام, يك واحد پيوسته و مربوط به هم است, مانند حلقه هاى يك زنجير يا بستر يك رود, كه پاره اى از آن, زمينه پاره ديگر است. وضع كنونى امت, نتيجه سير تاريخى گذشته است, و سرآغاز راه گشايى به سوى آينده. بنابراين, در تاريخ ما هيچ انقطاع و گسستگى وجود ندارد و هيچ پديدهاى در آن, بدون ريشه و زمينه پيشين وجود نمي يابد. پس براى درك وضع كنونى امت (و اينكه چه علتهايى باعث انحطاط امت شد, و چه چيزهايى هم اكنون موجب پيش افتادن مى شود), بايد ريشه هاى فرو رفته در گذشته و روش زندگى امت را در خلال قرون و اعصار پيشين درك كنيم. اين سخن بدان معنى نيست كه بايد به عقب بر گرديم, نه, بلكه به اين معنى است كه بايد ذات و هويت امت مسلمان را (با تامل در گذشته, و چگونگى حكومتها وزندگانى ها) بفهميم و با كنار ريختن پوسته هاى صرفاً تاريخى آن, براى حركت دادن مسلمانان به پيش, يك جنبش سازنده تدارك بينيم. هر امتى دوره هاى انقلابى داشته است. در تاريخ اسلام نيز دوره هاى متفاوتى وجود يافته است. ممكن است تاثير يك دوره بسيار دور, در وضع كنونى امت, از يك دوره بسيار نزديك بيشتر باشد...

اكنون با توجه به آنچه گفته شد, حتى يك خواننده جوان ـ كه شايد خود را فارغ از اين بحثها و چند و چونها تصور كند, يا سرى در اين سرها نداشته باشد, يا اطلاعاتى در اين مقوله به دست نياورده باشد ـ مى تواند بفهمد كه اين همه اهتمامى كه هم از روزگاران قديم به مسئله غدير مى شده است و تاكنون نيز ادامه دارد, از اينجاست. و  ........


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386 ساعت 11:48  توسط منتظر  | 


مطالبی که در این بخش می خوانید:

۱. طلیعه

۲. خورشید رهنما دمید

۳. تاثیر کلام امام و گریه متوکل

۴. حرمت حریم ولایت 

 

طلیعه

ولادت امام هادی

 

تصویر و تفسیر زندگی ستارگان درخشان بشریت ائمه اطهار (ع) آنانی كه هستی خود را در راه اعتلای حق و كلمه توحید و بر افراشتن پرچم اسلام فدا كرده‌اند كاری است بس بزرگ و خطیر كه در چهار چوپ اندیشه و فكر تنگ و آگاهی كمِ انسان نمی گنجند ، امامانی كه در زندگی سراسر ایثار و فداكاری اخلاص و عبادت و بندگی ، حماسه و جهاد خود ، دچار كمترین گرایشهای مادی و زود گذر دنیوی نگردیدند ، و همیشه افق نگاهشان به فراسوی دنیا بوده است ، روزها را در میدان نبرد و شبها را با راز و نیاز ، اشك و آه ، عشق و دعا سپری می كردند . گاهی مصدر ظاهری حكومت بودند و زمانی دربند زندانهای خلافت ، گاهی به ظاهر آزاد بودند و زمانی نیز تحت مراقبتهای شدید حاكمیت ( امویان یا عباسیان ) ، لیكن آنان  در هیچ شرایطی از انجام رسالت و ابلاغ پیام الهی باز نماندند . حیات آنان یكسره وقف خدا بود دلهاشان مالا مال از ایمان به حق ، از مراحل علم الیقین و عین الیقین گذشته و در اوج حق الیقین سیر می كردند و دیگر خودی نمی دیدند بلكه همه حق بودند و حقیقت . قلب و اندیشه آنان سر چشمه معارف الهی و علم لدنی و سیره شان دعا و نیایش بود ، آری اینان پیشاهنگان توحید و عدالت بر پهنه گیتی است كه بشریت همیشه از آبشخور اندیشه شان بهره مند بوده است.

امام هادی (ع) همانند اجداد و پدر بزرگوارش از دریای بیكران دانش الهی بهره داشت و معاصران خود را از وسعت علمی خویش متحیر می ساخت .

ایشان در سنین كم با فاجعه شهادت پدر مواجه شدند و فقها و علمای شیعه كه امر امامت را از اصول دین می دانستند و در این كار نهایت دقت و كنكاش را لازم می دیدند و تنها با اتكا به دلایل و براهین قطعی ، امامت شخصی را پذیرا می شدند و برای احساسات و عواطف در این مجال نقشی قائل نبودند و خود را در پیشگاه خداوند متعال مسؤول می شناختند ، به امام هادی (ع) به عنوان دهمین پیشوا و امام رجوع كردند.

علمای امامیه از حضرت كه سن كمی داشت سؤالات متعددی در زمینه های گوناگون پرسیدند و ایشان كارشناسانه تمامی آنها را پاسخ گفت و آنان به امامت حضرت اعتراف نمودند و اعتقاد قلبی‌شان استوارتر شد كه امام باید از همه معاصران خود داناتر باشد و در این مورد فرقی میان كوچك و بزرگ نیست بلكه منصب امامت چنین شأن و موقعیتی دارد. فضل و دانش حضرت و تبحر ایشان در علوم قرآنی و سنّت ، اندیشه ها را سر گشته كرد و توان علمی امام هادی (ع) زبانزد محافل علمی در اقصی نقاط جهان اسلام گشت و همه جا گفتگو از فضایل امام بود.

ولادت امام هادی

جمع كثیری از مسلمانان امامت حضرت را به جان و دل پذیرا شدند و رشته دوستی و محبت و عشق او را محور حركت و عزم و تصمیم خود ساختند خبرچینان و منافقان و گزارش‌گران حكومت و نیروهای امنیتی ، اخبار ارادت و علاقمندی و دلدادگی مردم به حضرت را برای متوكل عباسی كه از سر سخت ترین دشمنان اهل بیت و شیعیان حضرت بود ارسال نمودند و او را سخت خشمگین ساختند لذا دستور داد امام را از مدینه به سامرا , پایتخت حكومتش منتقل كنند و حضرت را به اقامت در آن شهر مجبور ساخته ، فعالیتها و رفت آمدهایش را تحت نظر بگیرند و یارانش را شناسایی نمایند و مانع رسیدن اموال و حقوق شرعیه به حضرت گردند ، و از بهره مندی دانش پژوهان و حكیمان و عالمان از اقیانوس معارف و علوم ایشان جلو گیری كنند.

امام در آن شهر دوران سختی را پشت سر گذاشت و انواع مصائب و رنجها را متحمل گشت. هر چند وقت یكبار متوكل به نیروهای امنیتی فرمان می داد كه به خانه حضرت وارد شده آنجا را بازرسی كنند و حضرت را به كاخ بیاورند. یكبار كه حضرت را شبانه و بی خبر به نزد متوكل آوردند، جامهای شراب، آلات خنیا گری، ابزار موسیقی، گروههای خوانندگان و عیاشان، خلیفه عباسی را احاطه كرده بودند و او لبریز از باده و مستی و بی خبر از ملك و هستی به لهو و لعب مشغول بود، امام از قدرت و سنگدلی او هراس بخود راه نداد بلكه به نصیحت و پند گویی پرداخت و قیامت را به او یادآور شد و شهوترانی و هوا پرستی او را محكوم ساخت.

امام هادی (ع) تنها رهبر پیشقدم و صدای رسای عدالت خواهی جبهه مخالف حكومت عباسی بود كه موضعی مخالف ، و انعطاف ناپذیری در برابر دستگاه طغیانگر و ستم پیشه و حكام عصرش داشت و با هیچ یك از آنان از در دوستی وارد نشد بلكه دور بودن و اجتناب از آنان را سر لوحه فعالیتهای خود قرار داده و همین مساله آنان را به كینه توزی و دشمنی با امام و ایجاد هر نوع سخت گیری و فشار علیه امام وادار می كرد .اگر امام كوچكترین انعطاف و سازش و همراهی از خود با آنان را نشان می داد و همگامی می كرد هرگز مجبور به اقامت در سامرا نمی گردید و او را در چمبره و حصار اقتصادی معیشتی و ارتباطات مردمی و تنگنای سخت این چنینی قرار نمی دادند امام هادی (ع) جهت حفظ اسلام و ادای تكلیف و هدایت جامعه انسانی به سوی سعادت و كمال حقیقی و رضایت و خشنودی خداوند ، همه خطرات را به جان خرید و از پادشاهانی كه سلطنت و قدرتشان بر پایه زر و زور و تزویر و سلاح بود نهراسید و از آنان برائت و دوری جست.

( بقیه مطلب رادر ادامه مطلب  بخوانید)                      


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386 ساعت 11:3  توسط منتظر  |