تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً-مجمع منتظران ظهور سروشبادران مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: فَوقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّی یُقْتَلَ الرَّجُلُ في سَبیلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ فَلَیْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ. بالای هر نیکی، نیکی دیگری است، مگر كشته شدن در راه خداوند ـ عزّ و جلّ ـ؛ که هيچ نيكی بالاتر از آن نیست الكافی : ج 2 ، ص 200 ) مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)



مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)











بتکان خانه دل را !

خانه تکاني دل

بيائيد بهاري شويم

 بهاري بيانديشيم

بهاري فکرکنيم

 بهاري بخوانيم وبنويسيم

 بهاري ذهن وانديشه وباور خود را آرايش وويرايش کنيم......

 

يک سال ديگه گذشت! من و شما يک سال ديگه رو هم پشت سر گذاشتيم. چند سالمون شده؟ چقدر قرار گذاشتيم و شکستيم؟

 

آخر سال که ميشه ميشينيم و فکر ميکنيم که چقدر به اهدافي که براي خودمون تعيين کرده بوديم در اين سالي که گذشت رسيديم! اهداف مالي ، تحصيلي ، شغلي ، علمي و... اگه به يکي از اونها نرسيديم ميشينيم و فکر ميکنيم که چرا؟

 

 چه موانعي باعث اين عدم موفقيت شده و تصميم مي گيريم به نحوي اون رو برطرف کنيم.

 

پس چرا براي رسيدن به بالاترين مقامي که بايد به اون برسيم برنامه‌اي جدي نداريم؟

 

مقام خليفه اللهي انسان که با رسيدن به جايگاه "بندگي" محقق ميشه! بالاترين ارزش يک انسان اينه که يک عبد باشه. يک عبد مخلص. يک عبد ذليل و حقير و مسکين و مستکين که هيچي از خودش نداشته باشه. بالاترين مقامي که هر روز برترين مخلوق خداوند رو به اون مقام ميشناسيم! اَشهَدُ اَنَّ مُحَمّد عَبدُهُ و رَسولُه.

 

همين امروز رو با سال قبل مقايسه کنيم. آيا تونستيم يک قدم به خدا نزديکتر بشيم؟ يا  ....

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386 ساعت 11:41  توسط منتظر  | 


 
 
ويژه نامه ي  سالروز امامت حضرت بقیة الله الاعظم امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف
 
السلام عليک يا ابا صالح المهدي
 

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 13:24  توسط منتظر  | 


سرشك چشم علی علیه السلام در فراق پیامبر (ص)

مدينه

" پس به پیامبر پاکیزه و پاک خود اقتدا کن ، زیرا آن حضرت سزاوار پیروی کردن است برای کسی که پیروی کند و صبر و شکیبائی او برای کسی که شکیبا باشد ، سرمشق است . و محبوب ترین بندگان نزد خدا کسی است که پیرو پیغمبر خود بوده و بدنبال نشانه او برود.

 لقمه دنیا را به اطراف دندان می خورد . ( بدین معنا که در دنیا زیادتر از آنچه را که ناچار به استفاده از آن بود فرا نمی گرفت. ) و به دنیا به گوشه چشم نمی نگریست . ( هیچ گونه به دنیا دل نمی بست ) . . .

دنیا به او پیشنهاد شد ، از قبول آن امتناع نمود . و ـ چون ـ دانست  خدا چیزی را دشمن می دارد ، آنرا دشمن داشت و چیزی را که خوار شمرده، آنرا خوار انگاشت و چیزی را که کوچک شمرده ، آنرا کوچک داشت ...

پیغمبر صلی الله علیه و آله ، بر روی زمین طعام می خورد و می نشست مانند نشستن بنده  ( عبد ) و بدست خود پای افزار خود را پینه می بست و جامه خود را خود وصله می نمود . ..

پس به دل خود از دنیا روی گرداند ، و یاد آنرا در خاطر خود می راند و دوست داشت که زینت دنیا از او نهان ماند تا از آن جامه زیبا فرا نگیرد ،  دنیا را پایدار نمی دانست و امیدواری درنگ کردن در آنجا را نداشته باشد  . پس ـ علاقه ـ انرا از خود برون کرده ، و دل از ان برداشت و دیده از آن برگردانید . . .

همانا خدا ، محمد صلی الله علیه و آله را نشانه ای ساخت برای قیامت ( چون پس از او پیامبری مبعوث نخواهد شد . ) و مژده دهنده به بهشت و ترساننده از عقوبت . از دنیا برون رفت و از نعمت آن سیر نخورد ( از لذات و خوشیهای دنیوی بهره مند نگردید )  و به آخرت وارد شد و گناهی با خود نبرد . . .

پس چه بزرگ است منتی که خدا بر ما نهاده  و چنین نعمتی به ما داده است : پیشروی که باید او را پیروی کنیم و پیشوائی که پا بر جای پای او نهیم . .  .

خدا می داند این غم جانكاه چقدر  بر سینه امیر المونین علیه السلام تنگی می كند كه حضرتش به هنگام  تطهیر و غسل بدن پاكیزه پیامبر (ص) اینگونه  دردمندانه ناله سر می دهد كه: 

" پدر و مادرم بفدای تو باد ای رسول خدا همانا با مرگ تو - رشته ای – از نبوت و احکام الهی و اخبار آسمانی بریده شد که با مرگ دیگران ( سایر پیامبران ) بریده نگردید . . .

اگر امر به شکیبائی و نهی از ناله و فریاد و فغان نفرموده بودی ، هر آینه ( در فراق تو ) سرچشمه های اشک چشم را ( با گریه بسیار ) خشک می کردیم ، و درد و غم پیوسته ، و حزن و اندوه همیشه باقی بود ، و خشکی اشک چشم و دائمی بودن حزن و اندوه در مصیبت تو کم است ، ولی مرگ چیزی است که بر طرف نمودن آن ممکن نبوده و دفع آن غیر مقدور است .

پدر و مادرم به فدای تو باد ، مارا نزد پروردگارت بیاد آورده و در خاطر خویش نگهدار .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386 ساعت 10:51  توسط منتظر  | 


پرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی علیه السلام

امام حسن مجتبی

«انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر. ان شانئك هو الابتر»

  • تولد و كودكی
  • درس اخلاق
  • امام حسن علیه السلام از منظر رسول الله
  • اسوه‏ی بزرگواری
  • اسوه‏ی ایثارگری
  • امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از پدر

 

نخستین مظهر و نشانه‏ی كوثر كه بر دامان پاك فاطمه‏ی اطهر (س) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‏ای از تجلی مقدس‏ترین پدیده‏ای كه از خجسته‏ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) گردید. همان لؤلؤی كه از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت‏ به ظهور پیوست و معجزه‏ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان‏».  را تجسم بخشید و كلام خدا در كلمه‏ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاكیان و جلوه‏ای برافلاكیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‏ای زهرایی كه عصای فرعون كوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‏ی اخلاق قرآن بود و ....

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386 ساعت 10:40  توسط منتظر  | 


نظر شيعه درباره علت شهادت امام رضا عليه السلام

امام رضا عليه السلام

مرحوم علامه مجلسي مي‎نويسد: علماي ما و علماي عامه درباره اين که امام رضا عليه السلام با اجل خود از دنيا رفته، يا اين که او را با سم شهيد کرده‎اند و بنا بر قول اخير آيا مامون اين جنايت را مرتکب شده يا کس ديگر، اختلاف نموده‎اند و در ميان شيعيان مشهور اين است که امام رضا عليه السلام در اثر سمي که مامون به او داده، شهيد شده است، تنها مرحوم سيد علي بن طاوس و همچنين اربلي در کشف الغمة، اين نسبت را انکار کرده‎اند.

بعضي اين قول را به شيخ مفيد نيز نسبت داده‎اند ولي ظاهر عبارت شيخ مفيد در ارشاد چنين است که او نيز قائل به مسموميت امام بوده است، زيرا او نوشته:

... تا اين که راي مامون را درباره آن حضرت دگرگون ساختند و تصميم به کشتن آن بزرگوار گرفت و چنان شد که روزي آن حضرت با مامون طعامي خوردند و حضرت از آن طعام بيمار شد و مامون نيز خود را به تمارض زد.

سپس مفيد در تفصيل اين جريان غم انگيز آورده است که: محمد بن علي بن حمزه از منصور بن بشير از عبدالله بن بشير روايت کرده که گفت:

مامون به من دستور داد ناخن‎هاي خود را بلند کنم و اين کار را براي خود عادي نمايم و براي کسي درازي ناخن خود را نشان ندهم، من نيز چنان کردم، سپس مرا خواست و چيزي به من داد که شبيه به تمر هندي بود و به من گفت: اين را به دو دست خود بمال، و من چنان کردم سپس برخاسته و مرا به حال خود گذارد و پيش حضرت رضا عليه السلام رفته، گفت:

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386 ساعت 10:24  توسط منتظر  | 


اسامی قطعی کاندیداهای استان اصفهان

رئيس ستاد انتخابات مجلس هشتم استان اصفهان گفت: ۲۰۸ نفر نامزد نمايندگي مجلس هشتم در استان اصفهان شده‌اند.

که آمار رسمي ثبت نام شدگان انتخابات مجلس هشتم اصفهان به شرح ذیل می باشد:

«شهرستان اصفهان» (۵ نماینده)

۱.حميد رضا فولادگر (نماينده فعلي مجلس ، حاميان دولت)
۲.حسن کامران دستجردي (نماينده فعلي مجلس ، منفرد)
۳.دکتر عباس مقتدايي(مجري شبکه تلويزيوني اصفهان و عضو هیات علمی دانشگاه ، حاميان دولت)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386 ساعت 9:13  توسط منتظر  | 


پیام رهبر معظم انقلاب در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونی

 امت اسلامی باید به خروش آید و سران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند. دست دولت امریکا نیز به خون ملت مظلوم فلسطین آغشته است. به پشتیبانی آن دولت مستکبر و طغیانگر است که صهیونیستها با گستاخی مرتکب این جنایتهای نابخشودنی می‌شوند، ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند آیا ملت امریکا می‌داند که زمامدارانش اینگونه همه‌ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده اند؟ آیا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه‌داران صهیونیست بر کشورهای آنان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است؟

و این تصادف و اتفاق نیست که همزمان با این جنایتهای نظامی، در گوشه دیگر از جغرافیای زیر سیطره‌ی استکبار، برترین مقدسات اسلامی دستخوش تعرض می‌شود و قلمهای پلید و سیاستهای شیطانی حامی آنها، ساحت مقدس حضرت رحمه للعالمین را که همه‌ی بشریت وامدار پیام الهی او وذات مقدس اوست، مورد هتک و اهانت قرار می‌دهند، آری این اسلام عزیز است که با پیام رهائی بخش و ظلم ستیز خود و با برانگیختن روح کرامت و عزت در انسانها و ملتها، مستکبران را به وحشت انداخته و آتش کینه‌ی ملتهای مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حرکات آنان را دیوانه وار کرده است.

اکنون مستکبران طغیانگر بدانند که با خشونت و درندگی نخواهند توانست فروغ بیداری روز افزون اسلامی را خاموش کنند. مقاومت قهرمانانه‌ی ملت فلسطین و شجاعت حیرت برانگیز مرد وزن و پیر و جوان آنان در برابر صهیونیست‌های خونخوار، ‌گواه زنده‌ی این مدعا است. فرجام این درگیری، پیروزی حق بر باطل است، همچنانکه فرمود .. فانتقنها من الذین اجرموا و کان حقا علینا نصر المومنین.

اینجانب به مردم غزه، به مردان وزنان مظلوم و مقاوم، به کودکان معصوم و غنچه‌ها ی پرپر شده درود میفرستم و صبر و فرج و پیروزی آنان را از خدا مسئلت می‌کنم.

 
والسلام علیكم و رحمة الله
سید علی خامنه‌ای
12/12/1386
+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386 ساعت 9:1  توسط منتظر  | 


در سوگ اربعین

امام حسین

صدای پای اشتران از دل كویر می‎آید. كاروانی خسته و غم‎دیده و محزون هر كسی سر به کنج كجاوه گذاشته و آرام آرام می‎گرید، باد با رقص جنون‎آمیز خود شن‎های صحرا را پا به پای خود به وجد آورده و به آسمان می‎برد.

صدای زوزه باد هر از گاهی مصیبت‎دیدگان را از دل دریای غم بیرون می‎آورد.

آری، كاروان اُسراء اینك به سمت مدینه باز می‎گشت، مدینة النّبی كه اینك محزون و داغدار پسر پیامبر بود.

هنگامی كه كاروان به دوراهی عراق و مدینه رسید، ناگهان نسیمی از جانب كربلا دختر امام حسین (علیه السلام) را متوجّه خود كرد.

آه چه لحظه‎ای بود، صدای شیون او بلند شد و همه را متوجّه خود نمود همگی مست نسیم كوی حسین (علیه السلام) گشتند.

با هم به ساربان گفتند كه ما را از دشت كربلا و مزار یار عبور ده.

قافله مسیر خود را تغییر داد. زمان فراق دیگر به سر آمده بود و عاشقان به كوی معشوق نزدیك می‎شدند.

هر چه این فاصله كمتر می‎شد بر شور و افغان كاروان افزوده می‎گشت.

هنگامی كه آن پروانگان به مدفن خورشید رسیدند از روی ناقه‎ها همچون برگ خزان خود را به زیر افكندند.

هر كس قبر عزیزی را در آغوش گرفت صدای فغان و ناله در تمام صحرا مستولی گشت. جابر بن عبدالله انصاری نیز كه در اربعین به كربلا رسیده بود، با داغدیدگان هم ناله شد.

یكی می‎گوید: همین جا بود كه عزیز خود را از دست دادیم.

یكی دیگر می‎گوید: همین جا بود كه خیمه‎های ما را آتش زدند و اموالمان را غارت كردند.

آه همین جا بود كه شمر با شمشیر سر از بدن حسینم جدا ساخت.

وای عمویم، این جا بودكه او را به شهادت رساندند.

وای پسرم علی اصغر. صدای جانسوز رباب شور دیگری به این مرثیه‎خوانی می‎داد. او سخت می‎گریست، خدا این جا بودكه با تیر سه شعبه گلوی كوچك اصغرم را هدف گرفتند.

آری هر كسی به نحوی از دل غم دیده‎اش عقده‎گشائی می‎كرد.

در این اثنا بی‎بی زینب كبری (سلام الله علیها) خود را تمام قد بر روی قبر برادر انداخت و با اشك و آه و صدای محزون گفت:

ای وای برادرم حسین جان، ای وای محبوب دل پیامبر خدا، ای فرزند مكه و مِنا. ای پسر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و ای فرزند علی مرتضی (علیه السلام).

ای برادر،  شرمنده‎ات گشتم که نازدانه‎ات رقیه را در خرابه شام جا گذاشتم .

ای برادر، اگر اینجا نامحرم نبود، جای تازیانه و سنگ‎ها را به تو نشان می‎دادم.

ای برادر ما را خارجی خواندند و از بالای بام‎ها بر ما سنگ زدند و بر رویمان خاك و خاكستر پاشیدند.

ای عزیز مادرم ای میوه قلبم و ...

ناگهان زینب بی هوش شد و به زمین افتاد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386 ساعت 14:8  توسط منتظر  | 


به مناسبت سالروز شهادت حاج حسین خرازی

مطالب این بخش :

زندگی نامه ای كوتاه از شهید

سخنان مقام معظم رهبری در مورد شهید

سخن و وصیتنامه شهید

خاطراتی از شهید حسین خرازی

حضور در جبهه

شهید خرازی به روایت شهید آوینی

زندگی نامه ای كوتاه از شهید

روز جمعه ماه محرم سال 1336 در یكی از محله‌های مستضعف نشین اصفهان به نام «كوی كلم» خانواده با ایمان خرازی مفتخر به قدوم سربازی از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب، زینت بخش دوران كودكی او بود و در همان ایام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس دینی راه یافت و به تحصیل علوم در مدرسه‌ای كه معلمان آنجا افرادی متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از تكالیف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سید» رفته با صدای پرطنینش اذان و تكبیر می‌گفت.

حسین در دوران فراگیری دانش كلاسیك لحظه‌ای از آموزش مسایل دینی غافل نبوده و در آغاز دوران نوجوانی گرایش زیادی به مطالعه خبرها و كتب اسلامی‌ و انقلابی داشت و به تدریج با امور سیاسی نیز آشنا شد. در سال 1355 پس از اخذ دیپلم طبیعی برای طی دوران سربازی به مشهد اعزام گشت. او ضمن گذراندن دوران خدمت، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت ورزید. از همان روزهای اول انقلاب در كمیته دفاع شهری مسئولیت پذیرفت و برای مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگهای كردستان قامت به لباس پاسداری آراست و لحظه‌ای آرام نگرفت. یك سال صادقانه در این مناطق خدمت كرد و مأموریتهای محوله او را راهی گنبد نمود.

با شروع جنگ تحمیلی به تقاضای خودش راهی خطه جنوب شد و در اولین خط دفاعی مقابل عراقیها در منطقه دارخوین مدت نه ماه، با تجهیزات جنگی و امكانات تداركاتی بسیار كم استقامت كرد و دلاورانی قدرتمند تربیت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازی بستان تیپ امام حسین (ع) را ........


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386 ساعت 17:11  توسط منتظر  | 


کاخ سفید: مایوس شدیم!

کاخ سفید

كاخ سفید از تسلیم شدن ایران مایوس شده است

كاخ سفید، جمعه، در واكنش به گزارش جدید "محمد البرادعی"، مدیر كل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اعتراف كرد كه از تسلیم شدن ایران ناامید شده است.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، "كیت استار"، سخنگوی امنیت ملی آمریكا، مدعی شد: «بر اساس گزارش جدید، ایران از درخواست‌های شورای امنیت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اطاعت نكرده است و ما از این كشور مأیوس شده‌ایم.»

استار افزود: «ما به سوی درخواست از دیگر كشورهای عضو شورای امنیت برای ترغیب آنها به پذیرش دور سوم تحریم‌ها پیش می‌رویم.»

رایس و بوش

مسیر برای تصویب قطعنامه سوم علیه ایران هموار شد!

وزیر امور خارجه آمریکا روز جمعه در واکنش به گزارش جدید مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره ایران و نادیده گرفتن اعلام پایان موضوعات باقیمانده در آن ادعا کرد که گزارش البرادعی مسیر تصویب قطعنامه سوم در شورای امنیت را علیه ایران هموارتر کرده است.

به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، "کاندولیزا رایس" که در کاخ سفید سخن می گفت، با اعلام این مطلب در ادامه مدعی شد : گزارش البرادعی یک موضع بسیار قوی برای حرکت در جهت صدور قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران به سبب ادامه فعالیت هسته ایش فراهم کرده است.

در همین حال، یک دیپلمات دیگر آمریکایی نیزادعا کرد: گزارش جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته ای ایران امکان صدور قطعنامه جدید در شورای امنیت و اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران را تقویت کرده است.

بر اساس این گزارش، محمد البرادعی در گزارش جمعه سوم اسفند خود اعلام کرد که "به یک روند کاملا مناسب" در برنامه هسته ای ایران رسیده، اما با این حال هنوز برای اعمال نظرنهایی درباره این برنامه نیازمند اطلاعات دیگری است.

آمریکا و برخی کشورهای دیگر با دستاویز قرار دادن این نکته و تکیه بر این مسئله که ایران با نادیده گرفتن قطعنامه های پیشین شورای امنیت همچنان فعالیت های غنی سازی خود را (که حق مسلم و مشروع این کشور است) ادامه می دهد درصدد هستند تا با پوشاندن نکات مثبت گزارش البردعی، قطعنامه ضد ایرانی و غیرقانونی دیگری را علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسانند. 

این در حالی است که البرادعی رسما اعلام داشت تمام مسائل فنی باقیمانده بین ایران و آژانس حل و فصل شده است.

 

در همین راستا باید به سکوت برخی از شبکه های خارجی که تا چندی پیش با اظهارات ضد و نقیض سعی بر انحراف جریان مذاکرات ایران و آژانس داشتند نیز اشاره کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 4 اسفند1386 ساعت 16:26  توسط منتظر  | 


اگر او بیاید...

امام زمان

 

اگر او بیاید ...

جهان با فروغ جمال عالم آرایش منور گردد.

راهها امن شود.

 ثروت به طور مساوی تقسیم گردد.

همه گنجها را استخراج نماید.

جهان در آسایش و آرامش بی نظیر قرار گیرد.

همگان از حکومت‏حضرتش خشنود باشند.

زمین برکاتش را خارج سازد.

پرچم اسلام بر فراز گیتی به اهتزار در آید.

امت اسلامی مجد و عظمت فوق العاده‏ای پیدا کند.

حکومتهای جابرانه ریشه کن شوند.

شرق و غرب جهان به تسخیر آن حضرت در آید.

فرهنگ بشری به والاترین حد خود برسد.

جهان در ثروت و آبادانی غوطه‏ور شود.

انسانها از رشد عقلانی برخوردار شوند.

همه بدعتهای جاهلی ریشه کن شود.

کینه توزی و دغلبازی رخت‏ بر بندد.

امتیازهای طبقاتی از بین برود.

روابط انسانها بر اساس صفا و وفا استوار گردد.

نیاز همگان بر طرف شود و کسی حاضر به پذیرش زکات نباشد.

همگان در دل خود احساس بی نیازی کنند.

نشانی از شرک و کفر در روی زمین باقی نماند.

همه گردنکشان در برابر آن حضرت تسلیم شوند.

قلب مؤمن از فولاد استوارتر شود.

مردم آرزو کنند که ای کاش نیاکانشان زنده بودند و آن روز فرخنده را می‏دیدند.

عدالت در همه‏جا گسترده شود، احدی مورد ستم قرار نگیرد.

در روی زمین ویرانه‏ای نمی‏ماند، جز اینکه آباد گردد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386 ساعت 9:12  توسط منتظر  | 


پیشگویى‏هاى نهج‏البلاغه در باره حضرت مهدى

 

كلمة الله

ستاره‌‌ای درخشان

امیر مؤمنان, علی علیه السلام می‌فرمایند:

وَ قَد طَلَعَ طَالِعٌ، وَ لَمَعَ لاَمِعٌ، وَ لاَحَ لاَئِحٌ، وَ اعتَدَلَ مَائِلٌ، وَ استَبدَلَ اللَّهُ بِقَومٍ قَوماً، وَ بِیَومٍ ‏یَوماً، وَ انتَظَرْنَا الْغِیَرَ إنْتِظَارَ الْمُجدِبِ الْمَطَرَ. وَ إِنَّمَا الأَئِمَّةُ قَوَّامُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ، وَ عُرَفَاؤُهُ ‏عَلى عِبَادِهِ. . . .

 

طلوع‏كننده‏اى طالع شد و درخشنده‏اى بدرخشید و آشكار كننده‏اى آشكار گردید و آنچه به ‏انحراف گراییده بود، به حق و اعتدال برگشت و خداوند گروهى را به گروهى تبدیل، و روزى ‏را در برابر روزى قرار داد.‏‎ ‎

جز این نیست كه امامان [بر حق] پاسداران الهى بر خلق خدایند و آگاهانِ مراقب از ‏طرف او بر بندگانش. كسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینكه آنان را بشناسد، و هیچكس ‏به دوزخ نخواهد رفت جز آنكه ایشان را انكار كند، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند.‏‎ ‎

هدف اصلى از این وظیفه بزرگ اسلامى[شناختن امام]، ‏شناختن ویژگى‏هاى علمى، سیره اخلاقى، اجتماعى، سیاسى، و دیگر شئون امامت و ‏اعتراف عقیدتى و عملى به مقام ولایت امام علیه السلام است.

بدیهى است كه مقصود از این سخن - كه در آن شرط رفتن به بهشت را شناخت امامان، ‏و مایه رفتن به جهنم را انكار آنان اعلام نموده - شناختن و نشناختن امامان دروغین و ‏پیشوایان ظلم و گمراهى نیست.‏‎ ‎بنابراین، سایر پیشوایان و خلفا مانند معاویه، مروان و عبدالملك كه عمرشان به كشتار ‏اهل‏بیت پیامبر صلى الله علیه وآله، و كشتن و غارت مؤمنان و سادات، و پر كردن زندانها از ‏افراد بیگناه، و راه انداختن مجالس شراب و قمار صرف گردید؛ كسانى نیستند كه شناخت ‏آنها شرط سعادت و نشناختن ایشان مایه گرفتارى  باشد.‏‎ ‎

زمامداران خائن كشورهاى اسلامى و نوكران خود فروخته استعمار كه دست كمى از آنان ‏ندارند؛ باید شناختن آنها هم مایه سعادت، و نشناختن ایشان مایه ورود به جهنم باشد. ‏این امر را هیچ مسلمان عاقلى نمى‏پذیرد.‏‎ ‎

بدیهى است هدف از شناسایى امامان راستین، تنها شناختن نام آنها و نام پدرانشان و ‏اطلاع بر تاریخ ولادت و درگذشتشان نیست. هدف اصلى از این وظیفه بزرگ اسلامى ‏شناختن ویژگى‏هاى علمى، سیره اخلاقى، اجتماعى، سیاسى، و دیگر شئون امامت و ‏اعتراف عقیدتى و عملى به مقام ولایت امام علیه السلام است. همان‏گونه كه آنچه مایه ‏رفتن به بهشت و رهایى از جهنّم است؛ پیروى از آن بزرگواران است. اكنون با توجه به ‏جملات إِنَّمَا الأَئمَّةُ قَوَّامُ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ، وَ عُرَفاؤُهُ على عِبادِه به این نكته پى‏خواهیم برد ‏كه باید در هر عصر و دوره‏اى كسى وجود داشته باشد كه به عنوان امام و پیشوا به امور ‏بندگان بپردازد و مراقب ایشان باشد. این حقیقت انكارناپذیر جز بر اساس عقیده شیعه در ‏باره دوازده امام و تولد و حیات امام دوازدهم؛ بر هیچ فرقه‏اى از دیگر فرق  اسلامى ‏منطبق نیست.‏‎ ‎

آرى، او هم اكنون هر كجا هست به وظیفه رسیدگى به امور خلق خدا مشغول بوده و به ‏گفته محقق  طوسى قدس سره:‏‎

وجوده لطف، و تصرفه لطف آخر، و عدمه منّا؛ اصل وجودش لطف است و دخالتش در ‏امور لطفى دیگر، و تصرف نكردنش در امور یا غیبتش از ناحیه ماست.‏‎ ‎

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386 ساعت 9:8  توسط منتظر  | 


یا ایها العزیز

یَا اَیها العَزیز مَسنا وَ اَهلَنا الضُّر... فَاَوف لَنا الکَیل (سوره یوسف، آیه 88 )

سلام برمهدي

 

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز

آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست

رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم

از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران

وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود

این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان

محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

- ما- جان و مال باختگان را رها مکن

بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است... راه بیابان گرفته‌ام

دست من و نگاه شما ایها العزیز

منبع : سایت تبیان 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386 ساعت 8:57  توسط منتظر  | 


عاشورا و مهدويت

حسين

ماجراي خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شيعه و سني را به «مهدي موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روايات به طور مکرر از پيامبر (ص) به عنوان مصلح و منجي عالم بشريت، نقل شده بود، به طوري که آنها به دنبال چنين شخصي مي‌گشتند.

امويان از اين موقعيت سوء استفاده کردند و گفتند وقتي که علويان داراي مهدي هستند، و عباسيان نيز مهدي دارند، چرا ما نداشته باشيم، از اين رو براي خود مهدي تراشيدند و او را با لقب «سفياني» خواندند.

گروه ديگر با نام «جاروديه»، محمدبن عبدالله بن حسين را مهدي غايب دانسته و در انتظار ظهورش به سر مي‌برند.

گروه ديگري به نام «ناووسيه» حضرت امام صادق(ع) را هنوز زنده و مهدي مي‌دانند و «فرقه زيديه»، به زيدبن امام سجاد(ع) به عنوان مهدي موعود اعتقاد دارند.

واقفيه» گروه ديگري هستند که امام کاظم (ع) را زنده و غايب مي‌دانند و معتقدند او ظهور مي‌کند و دنيا را پر از عدل و داد مي‌کند.

به اين ترتيب نتيجه مي‌گيريم که جاه طلبي و استعمار و تحميق مردم و سوء استفاده براي رسيدن به منافع نامشروع، گروه‌هايي از مردم را زير ماسک مهدويت و بابيت، به وادي دين سازي و فرقه‌پردازي افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهي بگيرند.

به اين ترتيب فرقه «باقريه»، امام باقر (ع) را مهدي موعود مي‌دانند، و «اسماعيليه»، اسماعيل فرزند امام صادق (ع) را مهدي موعود دانسته و فرقه «محمديه» به حضرت محمدبن علي (فرزند امام هادي) به عنوان مهدي موعود، دل بسته‌اند. «جوازيه» فرقه‌ ديگري هستند که حضرت حجت ‌ابن الحسن (عج) را داراي فرزندي دانسته و او را مهدي موعود خوانده‌اند.

ابومسلم خراساني نيز ادعاي مهدويت کرد، و در سال 138 هـ. ق کشته شد.

در دوران عباسيان، عده‌اي منصور دوانيقي را مهدي موعود دانستند، و معتقد شدند که روح خدا در پيکر او حلول کرده است.

تا آنجا که منصور دوانيقي، پسرش را به نام مهدي نام گذاري کرد، تا در آينده از اين نام سوء استفاده کند و خود را همان مهدي موعود بخواند و مردم از او به اين عنوان اطاعت کنند.

بعضي نخستين خليفه عباسي، ابوالعباس عبدالله سفاح را مهدي موعود خواندند.

ابن مقفع نقابدار معروف خراسان که در علوم غريبه مانند شعبده، طلسم و ... مهارت داشت، مدعي مهدويت شد و گروهي به او پيوستند.

حاکم نصرالله که در سال 386هـ. ق خليفه شد، نخست ادعاي مهدويت کرد، سپس ادعاي خدايي نمود.

افراد ديگري مانند عبدالله عجمي در ماه رمضان 1081 هـ. ق در مسجدالحرام، محمدبن احمد سوداني در سال 1299 هـ. ق، سيدمحمدبن علي بن احمد ادريس در سال 1323هـ. ق و ابن سعيد يماني ملقب به فقيه در سال 1256 ادعاي مهدويت کردند.

اين مسئله هم چنان در طول تاريخ ادامه يافت مثلاً در سال 1213 ميلادي شخصي به نام «مهدي مصر» خود را همان مهدي موعود خواند و گروهي به او پيوستند.

و در قرن 19 ميلادي در سال 1848 ميلادي، مهدي سوداني متولد شد، پس از آن که بزرگ شد، ادعاي مهدويت کرد و گروهي او را مهدي موعود خواندند و سرانجام در سال 1885 کشته شد.

يکي از اين مدعيان مهدويت، درويش رضا بود که در سال سوم سلطنت شاه صفي (ششمين شاه صفويه، وفات يافته سال 1052 هـ. ق) به نام مهدي در قزوين خروج کرد.

تا اين که حدود صد و اندي سال قبل «غلام احمد قادياني» در شبه قاره هند خود را مهدي موعود ناميد و پيرواني پيدا کرد، که هم اکنون فرقه «قادياني گري» در هندوستان معروف هستند، و در سال 1260 (به ادعاي بابيان) سيدعلي محمد باب در کنار کعبه ادعا کرد که من همان قائم مننتظر هستم.

وقتي که به بررسي علل و ريشه‌ها مي‌پردازيم مي‌بينيم در همه اين موارد، طاغوت‌ها و جاه طلبان و استعمارگران، براي وصول به منافع نامشروع خود، از ساده لوحي مردم سوء استفاده کرده و با فرقه سازي، مردم را نسبت به همديگر دريگر و مشغول نموده‌اند.

در قرن 19 و 20 ميلادي، استعمار پير انگلستان، و روسيه تزار، دست به دست هم دادند، و به مهدي سازي پرداختند، در ايران سيد علي محمد باب و حسين علي بهاء و ... را براي اين کار برگزيدند.

ماجراي خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شيعه و سني را به «مهدي موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روايات به طور مکرر از پيامبر (ص) به عنوان مصلح و منجي عالم بشريت، نقل شده بود، به طوري که آنها به دنبال چنين شخصي مي‌گشتند.

در اين دو قرن، دست‌هاي استعمار به کار افتاده و به اين مسئله استعماري رونق بيشتري داد. به عنوان مثال، حدود صد و اندي سال قبل، مردم هندوستان به رهبري نهرو، با استعمار انگلستان مبارزه کرده و استقلال خود را به دست آوردند.

در همين بحران، استعمار انگليس شخصي به نام «غلام احمد قادياني» را راست کرد، او خود را مهدي موعود خواند، و اعلام کرد: «همه احکام اسلام ثابت و به قوت خود باقي است، جز جهاد و امر به معروف و نهي از منکر، که من آنها را نسخ کردم و به جاي آن اطاعت از والي و حاکم را (که در آن روز، آن حاکم، دست نشانده استعمار انگليس بود) بر همه واجب مي‌کنم»

جمعيت قادياني، زشت‌ترين جمعيتي هستند که هنگام اشغال هند توسط انگليس، با دست مرموز انگليسي‌ها پديدار شد، اين جمعيت پيوسته براي ايجاد فساد و مبارزه با اسلام، به خصوص در افريقا تلاش مي‌نمايد.

نظير اين مطلب در مورد سيدعلي محمد باب، و حسين علي بهاء در ايران به وجود آمد که جدايي دين از سياست و عدم دخالت و نظارت در امور، از دستورهاي اوليه آنها است.

به اين ترتيب نتيجه مي‌گيريم که جاه طلبي و استعمار و تحميق مردم و سوء استفاده براي رسيدن به منافع نامشروع، گروه‌هايي از مردم را زير ماسک مهدويت و بابيت، به وادي دين سازي و فرقه‌پردازي افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهي بگيرند.

در صورتي که ويژگي‌هاي حکومت جهاني حضرت مهدي(عج) در ابعاد گوناگون از توحيد، عدالت، امنيت فراگير، صلح جهاني، اقتصاد خوب، اوج رشد علوم، تکامل همه جانبه امور معنوي و اخلاقي، و پذيرش عمومي با تشکيل حکومت واحد جهاني و ... هزارها فرسخ با عملکرد اين مدعيان دروغين مهدويت فاصله دارد.

منبع :سایت تبیان

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386 ساعت 7:59  توسط منتظر  |