تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً-مجمع منتظران ظهور سروشبادران مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: فَوقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّی یُقْتَلَ الرَّجُلُ في سَبیلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ فَلَیْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ. بالای هر نیکی، نیکی دیگری است، مگر كشته شدن در راه خداوند ـ عزّ و جلّ ـ؛ که هيچ نيكی بالاتر از آن نیست الكافی : ج 2 ، ص 200 ) مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)



مجمع منتظران ظهور مهدی (عج)











 خدا با ديدن اين صحنه چه كرد؟

السلام علي قلب زينب الصبور

السلام عليک يا ام‌المصائب يا زينب!

 

سلام بر تو! سلام بر زني که دشمن خون سرش را بر ستون‌هاي کجاوه ديد ولي تضرعش را نديد!

مگر نه ابراهيم خليل پيش از تو گريست؟ مگر نه داغ تو جگر نوح را سوزاند؟

مگر نه اسارتت آتش به جان موسي زد؟

«و بکي لمصائبها ابراهيم الخليل و نوح و موسي الکليم.»

و مگر نه خداوندي که به شهادت حسين عاشقانه مي‌نگريست اسارت تو کوه‌هاي خشمش را لرزاند و اقيانوس آرام صبرش را متلاطم کرد؟ و غضب بسببها الرّب الجليل.

چشمي نگاه تو را گريه مي‌کند و لرزش قلب تو را بر پيکر مظلوم عريان به خاک غلطيده برادر و چشمي ديگر باز، نگاه حليمانه و عارفانه تو را و قلب استوار تو را و نيز کلام شکننده تو را به ابن‌زياد که «ما رايت الا جميلا.»

پس بگذار گريه کنم اي حامي ولايت مظلوم! همسنگر امامت معصوم! يا تالي المعصوم! و چگونه آرام بگيرم بر مصيبتي که حتي سم‌هاي اسبان را از اشک چشمانشان تر کرد.

«و راي الناس دموع الخيل تنحدر علي حوافرها علي التحقيق...»

«السلام عليک يا من ......


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 16:49  توسط منتظر  | 


منسوب به محبوب

ضريح

 

پیامبران و امامان بدان جهت كه بندگان شایسته خداوند هستند، سزاوار احترام و محبت هستند.

احترام و ابراز ارادت به آنان، بدان جهت نیست كه برای آنان در مقابل خدا، مقام و ارزشی مستقل قایل باشیم؛ بلكه آنان مستقل از خدا هیچ ندارند و همه عظمت آنان و عشق و محبت ما به ایشان، ناشی از آن است كه آنان در اوج معرفت، بندگی و عبودیت حضرت حق قرار دارند و مورد عنایت خاص پروردگار می‏باشند.

بوسیدن ضریح امامان علیهم‌السلام و اولیای الهی، برخاسته از عشق و محبت نسبت به آنان است؛ همان گونه كه عاشق، هر چیزی را كه منتسب به معشوق است، می‏بوید و می‏بوسد و به سینه می‏چسباند.

برای زائر امام معصوم علیه‌السلام، خود سنگ و چوب ارزشی ندارد. بوسیدن ضریح و در و دیوار حرم، از آن جهت است كه منسوب به محبوبش؛ یعنی، امام معصوم است.

به تصریح قرآن كریم، حضرت یعقوب، لباس یوسف را بر چشم خود نهاد و بینایی خود را باز یافت:

«فَلَمَّا أَنْ جأ الْبَشِیرُ أَلْقاهُ عَلی‏ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیراً قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ؛ پس چون مژده رسان آمد، آن پیراهن را بر چهره او انداخت، پس بینا گردید. گفت: آیا به شما نگفتم كه بی‏شك من از عنایت خدا چیزهایی می‏دانم كه شما نمی‏دانید. »  (یوسف/96)

تبرّك و استشفا به پیراهن یوسف، نمونه‏ای از تبرّك و استشفا به چیزی است كه به شكلی منسوب به اولیای الهی است.

بر اساس روایات معتبر نزد شیعه و سنی، اصحاب پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هنگام وضو گرفتن ایشان، هجوم می‏آوردند تا هر كسی قطره‏ای از آب وضوی ایشان را به عنوان تبرّك برگیرد؛ به گونه‏ای كه نمی‏گذاشتند قطره‏ای از آب وضوی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر زمین بریزد و اگر به كسی چیزی نمی‏رسید. (صحیح بخاری، ج 1، ص 33)

اگر تبرّك جستن به قطرات آب، شرك و حرام بود، وظیفه آن حضرت نهی و بازداشتن اصحاب از این عمل بود.

بنابراین بوسیدن و تبرّك جستن، بدون اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت (فاعلیت استقلالی) شرك نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 16:44  توسط منتظر  | 


زاده کعبه

 

حرم حضرت علی علیه السلام

 

فاطمه بنت اسد، وظیفه‌ای بزرگ بر عهده داشت. او صاحب فرزندی شد، که محل تولدش کعبه بود. آیا خداوند چنین وظیفه‌ای را به یک زن عادی محول کرد؟

مریم برگزیده خدا بود و عیسی روح الله ...

زمان وضع حمل عیسی فرا رسید. خداوند به حضرت مریم امر کرد که از معبد و عبادتگاه بیرون رود و فرزند خود را در صحرا - زیر درخت خرمایی- به دنیا آورد. نخل خرما به امر خدا بارور شد و میوه خود را ارزانی مادر عیسی کرد.

اما، فاطمه بنت اسد ...

هنگام وضع حمل علی بن ابیطالب به درون کعبه فرا خوانده شد. سه روز مهمان خدا بود. همان جا فرزندش را به دنیا آورد. در این سه روز فرشتگان از آسمان برای او غذاهای بهشتی آوردند.

فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبه‌تر است.

 بانوی مکه قبل از این که وارد کعبه شود سرودی بس زیبا بر لب داشت، ترنمی برخاسته از باغ سبز مکتب انبیاء، نوایی که جز از قلبی سرشار از ایمان ،به گوش نمی‌رسد. او می‌خواند:

«پروردگارا! من زنی هستم که به تو و به پیامبران و کتب آسمانی ایمان دارم، سخن نیای بزرگم خلیل را تصدیق می‌کنم ...

به حق کسی که این خانه را بنا کرد و به حق فرزندی که در شکم دارم، ولادت او را بر من آسان فرما.

سه روز درون کعبه بود. هنگامی که از کعبه بیرون آمد، فضیلت خود را بر مریم - مادر عیسی - و آسیه - همسر فرعون - به صراحت اظهار کرد. همان آسیه که در خانه فرعون به موسی ایمان آورد و تا پای جان از ایمان خود دفاع کرد. او با زمزمه‌ای دلنشین، ایمان خود را به خدای موسی و وعده‌های آسمانی به جهانیان نشان داد. آسیه، بانوی مومنه، غرق در خون خود در حالی که میخ‌های آهنین فرعون، بدنش را به زمین دوخته بود، با متانت لب به مناجات باز می‌کند. قرآن، سخن او را از لا به لای قرن‌های گذشته برای ما نقل می‌کند.

«پروردگارا! برای من نزد خود در بهشت، جایگاهی بنا کن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده.»

فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبه‌تر است. از صفحات زیبای تاریخ زندگی او، زحماتی است که برای پیامبر کشید، تا جایی که پیامبر خدا او را مادر خویش خواند. پیامبر فرمود:

او به راستی مادرم بود. کودکان خود را گرسنه نگه می‌داشت و مرا سیر می‌کرد. آنان را گردآلود رها می‌کرد و مرا شسته و آراسته می‌داشت.

آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.»

 فاطمه بنت اسد، پیامبر خدا را بر فرزندان خویش ترجیح می‌داد. او مادر کسی بود که در تمام عمرش، پیامبر را بر خود ترجیح داد و همواره خود را سپر بلای پیامبر اسلام کرد.

آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.»

به هنگام دفن، دست به دعا بلند کرد و گفت:

«خدایا! فاطمه را به گفتار ثابت، استوار کن.

پدر، از اوصیای حضرت ابراهیم و آخرین بازمانده دین حنیفیت!

مادر، برترین زن دوران، برگزیده خداوند!

پدر، تمام همّ و غمّش حمایت از برادرزاده‌اش بود.

مادر، زندگی را در پرستاری از او معنا داد.

و خداوند به این پدر و مادر، فرزندی عطا کرد که بعد از پیامبر اسلام برترین مخلوق خداوند شد و تنها کسی که شایستگی وصایت بلافصل نبی اکرم را پیدا کرد. 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387 ساعت 9:27  توسط منتظر  | 


خلوت با دوست

 

اعتكاف

 

انسان در پی دستیابی به کمال، به دنبال انتخاب است و اعتکاف انتخابی نیکوست، انتخاب همنشینی با قدسیان و فرشته خویان. معتکف، با پیوندی محکم و ناگسستنی با مبدا هستی، در پی نزدیكی به محبوب، با چشیدن طعم شیرین وصل، چشمه سار جان را از زلال حضور، لبریز می‌سازد و با خطاب "ارجِعی اِلی رَبّکَ" به منزلگاه دوست می‌شتابد و با او خلوتی معنوی را می‌آزماید.

اعتکاف سنت اسلام. عاشقان واله و شیدا، در سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب، پرده نشین وادی سلامت گشته و در کوثر بخشایش جان و تن شسته و صورت و سیرت از پلیدی و رذیلت می‌زدایند.

مؤمنان در این ایام، مرغ جان را در حریم امن دوست به پرواز آورده و با دلی لبریز از ذکر و دعا، به ضیافت رب الارباب بار یافته و سر بر آن آستان بی‌نیاز می‌سایند و .... تا یار که را خواهد و توفیق که را باشد.

عاکفان کوی دوست، با حضور در صحن و سرای دوست، پله‌های سلوک را پیموده و پله پله به خدا نزدیکتر می‌شوند. معتکف روزه‌اش، نمازش، حضورش در مسجد و دیگر اعمالش مایه تقرب است. در خانه دوست، سفره‌ایی از مغفرت و بخشایش گسترده شده و عاکف با صیقل روح و روان، زنگار گناه از دل می‌زداید و مهیای ضیافت بزرگ در ماه وصال می‌گردد. ماهی که عشاق از سفره پرفیض الهی، لقمه‌های راز بر می‌چینند.

اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه‌ای است از این دو و نیازمند پرورش در ابعاد وجودی خود؛ انسان به دنبال سعادت و کمال است، روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با منشا قدرتها. تنوع عبادات به دلیل نیازهای گوناگون انسانی است، هر عبادتی جوابگوی نیازی از اوست. نماز، زنگار غفلت از روان می‌زداید و صیقل روح و روان است. روزه، پالایشگاه خلوص و نردبان صعود است. حج، شرکت در آزمون الهی و قطع تعلقات و دلبستگی دنیوی است. عبادات مالی؛ چون خمس و زکات و صدقات، دمیدن روح ایثار و گذشت در وجود آدمی است. اما اعتکاف، آمیزه‌ای از چند عبادت با فضیلت است. روزه که خود عبادتی ارزشمند است شرط اعتکاف است. حضور در مسجد و خواندن نماز هم شرط آن است. عاکف سه روز در مسجد مقیم می‌گردد و جز برای ضروریات، کوی دوست را ترک نمی‌گوید. خود را از حلال باز می‌دارد تا با تمرین بندگی، جهاد با نفس را بیازماید. اعتکاف عهد مودّت و میثاق مجدد با پروردگار است.

ایام بیض در پیش است زمان عرشی شدن فرشیان؛ اعتکاف با همه فضیلتش، زن و مرد را به خود می‌خواند، انسان را می‌خواند تا در دنیای ‌های و هوی و دود و دم، معراج انسانیت را به تماشا بنشینیم. فرصت طلایی عمر در پیش است و ایام در گذر؛ پس همتی باید تا با حضوری سبز از همسفران کوی دوست گردیم.  

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387 ساعت 9:13  توسط منتظر  | 


جوان‌ترين جواد

امام جواد عليه السلام

زدودن يک ترديد

از آن‌جا که امام جواد عليه‌السلام در کودکي به منصب امامت رسيد، طبعاً اولين پرسش در هنگام مطالعه زندگي ايشان آن است که چگونه يک نوجوان مي‌تواند مسئوليت حساس و سنگين پيشوايي مسلمانان را بر عهده بگيرد؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت: اگرچه دوران شکوفايي عقل و جسم انسان حد و مرز خاصي دارد که با رسيدن آن زمان، جسم و روان به حد کمال مي‌رسند، ولي چه مانعي دارد که خداوند حکيم براي مصالحي اين دوران را براي بعضي از بندگان خاص خود کوتاه ساخته و در سال‌هاي کمتري خلاصه کند؟ در تاريخ بشر نيز همواره انسان‌هايي بوده‌اند که در پرتو لطف و عنايت خاصي که از سوي خالق جهان به آنان شده، در کودکي به مقام پيشوايي و رهبري امتي نائل شده‌اند. در قرآن کريم داستان اعطاي رسالت به حضرت يحيي عليه‌السلام در کودکي و سخن گفتن و پيامبري حضرت عيسي در گاهواره شاهدي بر اين معناست.

 

الهام غيبي

بدون ترديد، امامت اعجازآميز امام جواد عليه‌السلام جز با اتصال آن امام به منبع سرشار علم الهي شدني نيست. اين امر مبتني بر بنيادهاي پوشيده و غيبي جهان است. آن ‌کس که بتواند در چنين سن و سالي رهبري قومي را که در سرزمين‌هاي دور و نزديک گسترده بودند، عهده‌دار شود و در برابر تهاجم انبوه دشمنان از پاي نلغزد و پايدار بماند، هاله‌اي از الهام غيبي را بر گرد وجود خويش دارد. همين امر بود که بر ايمان پيروان آن حضرت به مفهوم سترگ امامت مي‌افزود و گام‌هايشان را در طريق اطاعت از آن امام همام راسخ‌تر مي‌کرد.

 

مناظرات امام جواد عليه‌السلام

عهده‌داري رهبري در خردسالي، نخستين ‌بار درباره امام جواد عليه السلام تحقق يافت. سن کم آن حضرت حتي عده‌اي از شيعيان را درباره مسأله امامت به ترديد انداخته بود. اين امر از يک سو و رواج و رونق بسياري از مکتب‌هاي فکري که حمايت مادي و معنوي حکومت وقت را نيز به همراه داشتند و اين امر با عقل ظاهربين آنان توجيه شدني نبود، از .....

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387 ساعت 9:6  توسط منتظر  |